/ 3 نظر / 18 بازدید
نازنین

ما دخترا هممون نازیم مثه ار تش هیتلر[گاوچران]

آفتاب آبنباتی

یبار مدیر کنار ما ایستاده بود ... من و دوستم کنار یه گلدون چوبی بودیم که بزور به شوفاژ بسته بودند که نیافته یه لحظه دیدم این کج شد داره میفته رفتیم درستش کنیم مدیرمون گفت: اینجا مدرسه خودتونه بچه ها ، خراب کنید ..خراب کنید(با طعنه گفت) من و دوستم هر میگفتیم میخواستیم درستش کنیم انگار نه انگار[تعجب]