خاطرات من

یاااادش بخیر!!!!!!!!!

یه معلم دینی داشتیم فقط خاطره می گفت اصلا درس نمیداد

بچه ها صداش میکردند رادیوخندهقهقهه

هر موقع زنگش میشد بچه ها پنج شیش تا رادیو میکشیدند پایه تخته

پایینش می نوشتند:

قهقههقهقههlistening to the radio

معلم که میومد کلاس میگفت ماجرا چیه:

بچه ها می گفتند هیچی

معلمم می گفت :خب بزارید اول کلاس یه خاطره بگم براتونخنده

/ 6 نظر / 28 بازدید
سپیدبانو

سلام،پس ملکه آفتاب شما هستین که تو وبلاگ ماه گردویی نظر میذارین خیلی دوست داشتم وبلاگتونو ببینم.

روزالی پیرسون

خــــدایا همه از تو می خواهند ، بدهی من از تو می خواهم ، بگیری خـــــدایا این همه حس دلتنگی را از من بگیر

روزالی پیرسون

خدا را دوست بدارید حداقلش این است که یکی را دوست دارید که روزی به او می رسید

روزالی پیرسون

خدایا گوش کن به التماسهای من شرمسارم که با حال مستی به سوی تو کرده ام دست نیاز دراز مرا گوش کن ، مرا بپذیر که جز تو ندارم قبله ای برای نماز

روزالی پیرسون

زوزه ی گرگــــ از تنهــاییستــــــ ولی گرگــــ هــا دستــه جمعــــی زوزه میکشنــــد .. در دنیــــای گرگــــ ها اعتمـــاد مســاوی ستــــ با مرگـــــ .. بــا همه بــــاش امـــا تنهـــــــــا ..